ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
173
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
استوار كار و داناست ( 1 ) . و در اين كلمه اشاره است به اين كه كوشش در به دست آوردن شناختن ممكن كه در خور خداوند باشد واجب است تا با آن شناخت سلامتى از صفت پست بخل را كه موجب محروميّت در دنيا و آخرت است به دست آورد ، و خدا سر پرست توفيق است . كلمهء بيست و سوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : العداوة شغل القلب . دشمنى ورزيدن موجب بازداشته شدن دل از كارهاست . شارح گويد : معناى عداوت و دشمنى قبلا روشن شد و آن صفت پستى است كه در مقابل فضيلت صداقت مىباشد و دو صفت ضد و در مقابل هم مىباشند ، امّا ثابت كردن آنچه از اين كلمه قصد شده است اين است كه دشمنى قلب را ناراحت مىكند و موجب خشم پايدار است . و معلوم شد كه خشم جنبش نفس است كه به سبب ميل به انتقام گرفتن خون دل به جوش مىآيد ، و هر گاه خشم ، ثابت و هميشگى باشد آن جوشش در هر زمان و لحظه اى تازه مىشود و رنجش و كار بزرگى براى قلب است كه او را از بقيه كارهاى واجبش منصرف مىكند ، و اگر خواستى آن را با نظر ديگرى دقيقتر از اين نظر بر مطلبى كه دقيقتر از اين معنى است حمل كن و آن معنى اين است كه دانستى در اصطلاح عارفان گاهى از قلب به نيروى عقلانى كه محلّ علوم كلى است تعبير مىشود آن گاه دانستى كه دشمنى كينهء راستى است كه شخص با آن مىكوشد وسايلى را كه شخص مورد كينه را مىآزارد جمع كند و هر گاه چنان باشد شغل بودن دشمنى براى قلب روشن است چون همت گماشتن نفس به جمع كردن اسباب آزار شخص مورد بغض و به دست آوردن آن اسباب و انديشيدن نفس در چگونگى به دست آوردن آن و چگونگى رهايى و سالم ماندن از مكر و حيلهء دشمن و دورى از آن شغلى است كه قلب را سرگرم مىكند و از توجّه كردن آن به هدفهاى درست كه كوشش در آنها واجب است منصرف مىسازد ، و چون راز اين كلمه بر تو آشكار شد بايد بدانى كه اين كلمه هشدار بر رها كردن اين سرگرمى قلب است و رها كردنش آن است كه ريشهء اين سرگرمى را كه دشمنى است قطع نمايى چون دشمنى صفت پستى است كه
--> ( 1 ) انعام ( 6 ) آخر آيه 139 .